محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5308

تاريخ الطبرى ( فارسي )

يكى از كنيزكان وى خلاف افتاد ، كنيز كار وى و مولود را به رشيد رسانيد و مكان وى را خبر داد كه با چه كسانى از كنيزكان عباسه است و زيورهايى كه مادرش همراه وى كرده چيست . گويد : وقتى هارون در آن سال به حج رفت يكى را به جايى فرستاد كه كنيزك به دو خبر داده بود كه كودك آنجاست تا كودك را با پرستاران بيارد ، وقتى حضور يافتند از كسانى كه كودك با آنها بود پرسش كرد كه حكايتى همانند آن گفتند كه خبر - چين عباسه گفته بود . چنان كه گفته‌اند مىخواست كودك را بكشد ، آنگاه از اين كار اجتناب كرد . گويد : و چنان بود كه وقتى رشيد حج مىكرد جعفر در عسفان غذايى براى وى آماده مىكرد و چون از مكه سوى عراق روان مىشد او را مهمان مىكرد . در آن سال نيز جعفر غذا را چنان كه فراهم مىكرده بود فراهم كرد و از رشيد خواست كه بر آن گذر كند ، اما رشيد تعلل كرد و به غذاى وى حضور نيافت . جعفر همچنان با وى بود تا به منزلگاه انبار رسيد و كار وى و پدرش چنان شد كه ان شاء الله تعالى ياد مىكنم . سخن از خبر كشته شدن جعفر بن يحيى برمكى فضل بن سليمان گويد : رشيد به سال صد و هشتاد و ششم حج كرد ( 295 و چون از مكه بازگشت در محرم سال صد و هشتاد و هفتم به حيره رسيد و روزى چند در قصر عون عبادى منزل گرفت آنگاه در كشتيها برفت تا در ناحيه انبار به عمر رسيد . و چون شب شنبه آخر محرم رسيد ، مسرور خادم را به همراهى حماد بن سالم ، ابو عصمه ، با جمعى از سپاهيان فرستاد كه شبانگاه جعفر بن يحيى را محاصره كردند . مسرور به نزد جعفر وارد شد ، بختيشوع طبيب به نزد وى بود با ابو ذر كار نغمه گر نابيناى